صفحه در حال
بارگذاری است!
لطفا کمی صبر کنید...
|
|
|
امروز داشتم توی وبلاگ های بوشهری ها چرخ میزدم بیشترشون آخرین لینکشون تبریک عید بود ولی ...
وبلاگ http://otb.blogfa.com/ رو باز کردم (کاشکی باز نمی کردم) این وبلاگ دکتر ابراهیم صفری(اتاق توسعه بوشهر) بود وبلاگی که باید از توسعه شهر تهران می نوشت به فکر آبادی استان سیاسی نمای بوشهر بود . دکتر صفری که بیشترین تجربیات خود را در راه اقتصاد و عمران بوشهر گذرانده بود و آخرین پست وی در این استان مدیریت منطقه ویژه اقتصادی بوشهر بود که بعد از آمدن دکتر چهره ای دیگر به خود پیدا کرده بود و امروز با پیشرفت چشم گیر این منطقه که فکر اقتصاد دانان خارجی را به خود جذب کرده است دکتر آنها و وبلاگ نویسان بوشهری را تنها می گذارد . متن زیز آخرین پست دکتر ابراهیم صفری هست ... عصر روز بیست و پنجم اسفند ماه ، مطابق تصمیم قبلی ام مبنی بر کناره گیری از مسئولیت منطقه ویژه اقتصادی ، رسما" این تقاضا را به حضور استاندار محترم استان بوشهر تقدیم و دلایل آن را نیز شرح دادم . تقریبا" در همان ماههای اولیه به این نتیجه رسیده بودم ؛ "شرکت عمران و توسعه بوشهر" که سازمان مسئول منطقه ویژه محسوب می گردد ، از کارآمدی لازم برای ایجاد تحرک و توسعه در منطقه برخوردار نبوده و ادامه کار در این مسئولیت به معنای پذیرش روزمرگی ها و تکرار کسالت آور گذشته است ! اما متاسفانه فضای سیاسی آنچنان مسموم و آلوده بود که طرح استعفا را مصلحت ندانسته و بیم آن می رفت که مورد سوء استفاده یا بهره برداری های خاص سیاسی قرار گیرد . منتظر ماندم تا در شرائطی مناسب و به دور از خیمه شب بازی های تهوع آور سیاسی ، این اقدام صورت پذیرد . لذا پایان سال را بهترین فرصت برای این کار یافته و بی آنکه نزدیکترین دوستان و همکارانم را مطلع سازم ، نامه محرمانه خود را به آقای افراشته رسانده و استان را برای استفاده از تعطیلات نوروزی ترک کردم . شاید برای اولین و آخرین بار ، بعد از تعطیلات با یکی از مطبوعات استانی نشستی داشته و کل ماجرا را شرح دهم . از فعالیتها و تلاش های موثری که در طول ده ماه گذشته انجام گرفت و از موانع ، مضائق ، آسیبها و فرصتهای منطقه سخن بگویم . مطالبی را که تاکنون بیان آنها را برای کاهش نگرانی های سرمایه گذاران در سینه محبوس نگاهداشته ام اما به نظر می رسد در جهت برون رفت از چالش ها و بحران های موجود ، مطبوعاتی کردن آنها مفید باشد . البته در متن استغفا پیشنهاداتی برای بهبود وضعیت منطقه که ساختار شکنی شاکله موجود ، یکی از آنهاست ذکر شد که امیدوارم جناب استاندار بتواند از آنها بهره ببرد. گر چه برای تحقق آن خواسته ها واقعا" ناامیدم ! لازم می دونم بگم که آقای افراشته استاندار بوشهر نیر اینار هم مهره شطرنج استان راه اشتباه تکان داده که دکتر اینگونه کناره گیری می کند و به عنوان یکی از خبر نویس و وبلاگ نویس میگوییم افراسته ، افراشته اینبار دیگر نمی توانم دست هایم را روی صفحه نگه دارم .
|
||
|
یا مُقلِبَ القلوُبِ وَ الابصار یا مُدبّراللیلِ وَ النّهار یا مُحوّلَ الحول وَ الاحوال حوّل حالِنا الی احسَن الحال سال ۱۳۸۶ مبارک یه سال هم گذشت با همه خوبی ها و بدی هاش تولدي ديگر
و اكنون سالي ديگر در پيش روي من است، سالي آكنده از آروز، سرشار از اميد، آميخته با انتظاري شيرين و مطمئن از تحولي دلپذير، تحولي كه تارهاي دل را به نوازش ميآورد، روح را جلا ميبخشد و جسم را توان، تا با گامهايي استوارتر، مسيري والاتر و طريقي زيباتر بر گزينيم، چرا كه نيك ميدانم، بهار در راه است. بهاري نه چون بهاران ديگر كه همانند بهاري كه آرزويش را دارم آكنده از آواز چكاوكها، و اوج گرفته از نواي بال پرندگان، بهاري كه پيش از آمدنش در دلمان شكوفه كرده بود باز ميدانم در پي آن بهار و آن خنكاي دلنشين آب چشمه ساران و آن سبز چمنها، تابستان در راه است كه همه نويد جنبش و كوشش و حركت ميدهد، نويد آفتابي كه داغ است، ولي نميسوزاند، نويد آسماني كه صاف است و نميگرياند، نويد روزهاي بلند و شبهايي كوتاه، نويدي كه نگاه از تاريكي غروبين بر نگرفته چشم به سپيدي صبح گاهياش ميگشايم و سپيده دمانش طلوع ديگري است كه ميخواند، مرا به تلاشي ديگر. و باز ميدانم نسيم مهربان پاييزان در راه است، آرام و نوازشكنان، و گويي طبيعت نقاشي است كه بر بوم زندگي رنگ سرخ مسين و طلاي زرين را همزمان ميپاشد و ميدانم در خيابانهاي شهرهامان بر زمين نشسته، مرا به پيمودن طريقي ميخواند كه همراه با سمفوني دلنشين برگها و فرجامين روزهاي خزان نويد زمستاني را ميدهد كه سرمايش ميخواندم به جوششي دروني تا با گرماي درون، حركت آفرينم بر سرماي برون غالب آيم سپيد برفهايش نويد روزها و شبان روشن ميدهد و اميد پر آبي چشمه ساران و رودها و باز نويد بهاري ديگر و با اين ظلمانينه كه در دل دارم چرا سرشار از شادي و نشاط و اميد نباشم، پس بر صفحه اي ديگر از اين وبلاگ روزانه ام با خطي خوش مينويسم:
زندگي دوباره آغاز ميشود تولد دوبارهام را با پشتوانه تجربيات گذشتهام جشن ميگيرم. |
||
| ||